منوی سایت
ورود به سیستم
ایمیل
رمز عبور
 
ثبت نام
 
تبلیغات

متن سخنرانی آقای دکتر فربد فدایی در مجلس يادبود استاد دكتر عزالدين معنوی

تعداد بازدید : 34
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۷/۱۸
متن سخنراني دكتر فربد فدائی در مجلس يادبود استاد دكتر عزالدين معنوی در روز جمعه ١٣٩٦/٧/١٤

به نام خدا

🍁 نظير خويش بنگذاشتند و بگذشتند
خداي عزّوجل جمله را بيامرزد

استاد عزالدين معنوي يكي از آخرين گنجینه‌های پيشكسوت روانپزشكي ايران بود كه به ديار باقي شتافت. سخن گفتن از فضايل استادي چون او كاريست سهل و ممتنع. سهل از آن جهت كه خوبيهاي او چندان است كه يافتن آنها به راحتي انجام‌پذیر است و ممتنع از آن رو كه به علت همين كثرت فضايل، بيان همه آنها ميسر نيست. زيره به كرمان بردن و گل به گلستان بردن است. استاد عزالدين معنوي در دو دهه اخير كمتر حاضر به شركت در مجامع و حتي بزرگداشت خود بودند و با آن‌که چهره خندان و لطافت بيان و شيريني گفتار او در هر مجلس او را مركز توجه كامل مي‌كرد اما ترجيح مي‌دادند به كارهاي علمي و ادبي خود بپردازند و یک‌بار در پاسخ به اصرار من براي شركت، حداقل در مراسم بزرگداشت خود، با آن فروتني هميشگي فرمودند:
عطار ز مدعي بپرهيز
در گوشه‌نشین و در ميان باش

🍁 به ياد دارم در مجلسي حاضران  خود را معرفي مي‌كردند و عناوين و القاب علمي و اداري را به تمامت مي‌گفتند. نوبت به استاد كه رسيد به سادگي گفت: من همانم كه هستم. واقعاً هم حاجت مشاطه نيست روي دلاويز را. نويسنده شصت كتاب روانپزشكي، گذشته از مقالات متعدد بود، عددي كه شايد براي آنها كه او را نمي‌شناختند عجيب باشد. او ساعت چهارونيم صبح هميشه از خواب بر مي‌خواست و ديروقت به بستر مي‌رفت و با نيرويي كه از انگيزه مثبت او سرچشمه مي‌گرفت به آموزش و پژوهش و درمان و خانواده و دوستان مي‌پرداخت.
او سالها رئيس بيمارستان روزبه و مدير گروه روانپزشكي و پرورش‌دهنده نسل‌ها از پزشكان به‌طور اعم، و روانپزشكان به‌طور اخص و محبوب همه بود:
پس مرا منت از استاد بود
كه به تعليم من اُستاد اِستاد

🍁 چهره گشاده و تبسم هميشگي او براي ما شاگردانش هميشه جذاب و يادآور اين بيت حافظ بوده است كه:
با دل خونين لب خندان بياور همچو جام
ني گرت زخمي رسد آيي چو چنگ اندر خروش

اسطوره فرد در زماني كه همه به دنبال اسطوره‌سازی هستند آن است كه ادعاي هيچ اسطوره‌ای را نداشته باشد و اين همان شيوه استاد معنوي بود كه در گوشه مي‌نشست اما در ميان بود.
حرفهاي خود را هميشه به صراحت اما به زبان طنز و با تبسم بيان می‌کرد. بت عيار نبود كه هر لحظه به رنگي درآید و به همين دليل هم بود كه در اوج شكوفايي و توانايي و در عين محبوبيت سي سال پيش بازنشسته شد. اما اين امر كمترين خللي در رويه او پديد نياورد بلكه با عزم راسخ گروه روانپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پزشكي را بنا كرد كه امروز پويا و مؤثر به تربيت پزشكان مشغول است.
آشنايي عميق او با فرهنگ و ادب ايران، نه‌تنها سخنرانيهاي او، بلكه ویزیت‌های او را در بخش تبديل به جلسات پرشور و پرطرفدار علمي و هنري مي‌كرد. نکته‌ای نبود كه ايشان در باب آن بيتي و ضرب‌المثلی را بيان نكند.
مرا تا عشق تعليم سخن كرد
حديثم نكته هر محفلي بود

🍁 هميشه آخرين كتابهاي روانپزشكي انگليسي و فرانسه را داشت و با گشاده‌دستی به ما قرض مي‌داد پس نمي‌گرفت. كتابها و دست‌نوشته‌های او كه هر چهار ديوار دفترش را در روزبه احاطه كرده بود با كتابخانه خود بيمارستان كوُس برابري مي‌زد. در دفتر ايشان بود كه نخستين بار با DSM-III آشنا شديم و كتابهاي نوين و ديدگاههاي جديد روانپزشكي را شناختيم. آگاهي عميق او از فرهنگ غرب و عَرَب و پارسي هميشه ما را با اعجاب روبرو می‌كرد:
بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می‌خواند دوش درس مقامات معنوی

🍁 پيام صريح و حقیقت‌جویی مصالحه ناپذير او، دوستان فراوان و در عين حال قليلي از دشمنان قسم‌خورده پديد آورد. از همان آغاز مخاطراتي را كه در كمين جامعه روانپزشكي بود با روشن‌بینی بيان مي‌كرد. او پرنده‌ای بود كه با باد مخالف اوج مي‌گرفت. ما استادان بزرگوار خود را در روزبه دوست داشته‌ايم اما برخي را بيشتر دوست داشته‌ایم كه استاد معنوي از آن جمله است:
همه خوبند ولي صحبت سعدي دگر است.
هميشه خود بود و نخواست كه ديگري باشد و چه خوب رفتار كرد زيرا آنانكه همواره پا بر جاي پاي ديگران مي‌گذارند، هرگز جاي پايي از خود به يادگار نخواهند گذاشت.
می‌دانم كه همه از فقدان مرد بزرگ روانپزشكي متأثريم و اشك در چشمان همه حاضران حلقه‌زده است و عجيب نيست زيرا كوههاي عظيم پر از چشمه‌های زلالند و قلب‌های بزرگ پر از اشك، اگر او بود بی‌شک مي‌گفت:
بر دوستان رفته چه افسوس می‌خوریم
ما خود مگر قرار اقامت نهاديم

🍁 و ختم كلام:
بعد از وفات تربت ما در زمين مجوي
در سینه‌های مردم عارف مزار ماست

منبع :
ارسال کننده :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال
35°44'11.5"N 51°23'41.2"E