«شوک جمعی، ترس از آینده را تثبیت کرد»

گفتگوی سخنگوی انجمن با خبرگزاری قطری العربیه الجدید

صابر گل‌عنبری خبرنگار قطری العربیه جدید ساکن در تهران در گزارشی به وضعیت سلامت روانی- اجتماعی مردم بعد از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ پرداخته است. در بخشی از این گزارش، نویسنده پرسش‌هایی را با سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در میان گذاشته است. در ادامه برگردان فارسی این بخش را از عربی می‌توانید مطالعه نمایید.
متخصصان ایرانی معتقدند موج‌های خشونتی که کشور اخیراً شاهد آن بوده، نشانه‌ای از یک بحران عمیق روانی و اجتماعی در نتیجهٔ فشارهای اقتصادی و معیشتی است؛ و عبور از آن بدون تحقق عدالت و اصلاح ممکن نیست.

جامعهٔ ایران پس از کشته‌شدن هزاران نفر طی دو روز، در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه گذشته، در پیِ اعتراضاتی که چندین شهر را دربرگرفت، وارد یکی از عمیق‌ترین وضعیت‌های شوک جمعی در تاریخ معاصر خود شد. سنگینی این شوک بر بیشتر شهروندان سایه انداخت؛ در فضایی از اندوه و بهت، به‌ویژه پس از آشکار شدن ابعاد تلفات انسانی سنگین، با انتشار تصاویر و ویدئوهایی از داخل مراکز پزشکی قانونی و نیز از مراسم تشییع و عزاداری.

بازتاب‌های روانی و اجتماعیِ این تصاویر هولناک همچنان به‌طور جدی در جامعه حضور دارد. در حالی که تضاد میان روایت‌های رسمی و غیررسمی دربارهٔ رخدادهای اخیر و شمار قربانیان و مسئولان مستقیم سقوط آنان ادامه دارد، ایرانیان جدا از این روایت‌ها، با پیامدهای روانیِ عمیق و پرسش‌های فوری دربارهٔ ریشه‌های این خشونت روبه‌رو هستند: این وضعیت چگونه به جایی رسید که بنا بر داده‌های رسمی، ۳۱۱۷ نفر در چند روز جان باختند؟ مقام‌ها می‌گویند ۲۴۲۷ نفر از کشته‌شدگان ـ از جمله نیروهایی از دستگاه‌های امنیتی ـ به دست «گروه‌های مسلح و آشوب‌طلبان» کشته شده‌اند و آنان را «شهید» می‌نامند؛ در حالی که اپوزیسیون، دولت را به سرکوب معترضان و کشتن آنان متهم می‌کند.

میان روایت‌ها و آمارهای متعارض، تصاویر در گردش نشان می‌دهد که اعتراضات با قتل، خشونت و تخریب گسترده همراه بوده؛ امری که دست‌کم در دهه‌های اخیر «بی‌سابقه» توصیف شده است. این ویدئوها همچنین نشان می‌دهد سطح رویارویی در خیابان از آنچه ایرانیان در موج‌های پیشین اعتراض تجربه کرده بودند فراتر رفت: از یک سو صحنه‌های کشته‌شدن شهروندان و از سوی دیگر هدف قرار گرفتن نیروهای امنیتی و پلیس و حمله به تأسیسات دینی و نظامی.

سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان‌ ایران، دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، معتقد است موج‌های خشونتی که ایران در جریان اعتراضات اخیر شاهد آن بود را نمی‌توان محصول یک گرایش ناگهانی دانست؛ بلکه باید آن را نشانهٔ یک بحران عمیق روانی-اجتماعی دید که طی سال‌های طولانی از فشارهای اقتصادی، فرسایش اعتماد و انسداد کانال‌های بیانِ نهادی تغذیه شده است.

او به «العربی الجديد» توضیح می‌دهد که وقتی جوامع وارد چرخهٔ شوک، سوگواری، خشم و بی‌اعتمادی می‌شوند، خشونت نه علت، بلکه علامتِ یک اختلال عمیق‌تر است. وی یادآور می‌شود که استمرارِ قطع گستردهٔ ارتباطات و تضاد روایت‌ها دربارهٔ شمار قربانیان و چگونگی کشته‌شدن آنان، فرآیند راستی‌آزمایی مستقل را دشوار کرده و به تعمیق شوک جمعی انجامیده است.

این روان‌پزشک اشاره می‌کند جامعهٔ ایران حتی پیش از این رخدادها نیز به‌سبب بحران‌های ساختاریِ اقتصادی و اجتماعیِ پی‌درپی، در توانِ تاب‌آوری روانی دچار فرسودگی بود. با صحنه‌های قتل و گستردگی مجروحیت‌ها و از دست رفتنِ ارتباط با نزدیکان، احساس عمومیِ «قابل‌پیش‌بینی‌بودن» فرو ریخت؛ عنصری که از پایه‌های ثبات روانی است. او تأکید می‌کند در شرایط کمبود اطلاعات قابل اتکا، ترس‌ها و خیال‌پردازی‌های فاجعه‌بار جای تحلیل عقلانی را می‌گیرد و اضطراب به خشم تبدیل می‌شود.

جلالی ندوشن توضیح می‌دهد فشار اقتصادی به‌طور خودکار به خشونت نمی‌انجامد؛ مگر آن‌که با احساس عمیقِ بی‌عدالتی همراه شود. او می‌گوید خبرهای فساد مالی و سوءاستفاده از منابع عمومی و موارد مشابه، سوختِ خشم جمعیِ انباشته است؛ زیرا شهروندان در آن وضعیت تنها فقر را تجربه نمی‌کنند، بلکه «تحقیر» و نبودِ مسیرِ عادلانه برای اصلاح را نیز حس می‌کنند؛ و این احتمال رفتارهای انفجاری را بالا می‌برد.

دکتر جلالی ندوشن همچنین بر پیامدهای فرسایش سازمان‌ها و جنبش‌های اجتماعی در پیچیده‌تر شدن بحران تأکید می‌کند و توضیح می‌دهد ضعف احزاب، اتحادیه‌ها، انجمن‌های حرفه‌ای، رسانهٔ مستقل و سازوکارهای قابل اعتمادِ مطالبه‌گری، رابطهٔ جامعه و قدرت را به یک رابطهٔ دوگانهٔ تند تبدیل می‌کند: یا سکوتِ سخت، یا انفجارِ خشن. در این حالت خیابان‌ها به فضایی مختلط بدل می‌شود: هم اعتراض، هم تخلیهٔ خشم، و گاهی تسویه‌حساب یا بهره‌برداری فرصت‌طلبانه.

این پزشک به روان‌شناسی جمعیت‌ها نیز می‌پردازد و می‌گوید طی تجمع‌های بزرگ و پرتنش معمولاً سه پدیدهٔ هم‌زمان قابل انتظار است: کاهش خودمهاری، به‌گونه‌ای که افراد دست به کارهایی می‌زنند که به‌صورت فردی انجام نمی‌دهند؛ سرایت هیجان، که طی آن ترس و خشم به‌سرعت منتقل می‌شود؛ و قطبی‌سازی اخلاقیِ شدید، که در آن «خود» نمایندهٔ خیر مطلق تلقی می‌شود و «دیگری» از انسانیت تهی می‌گردد.

جلالی ندوشن تأکید می‌کند توصیف این سازوکارها برای توجیه خشونت یا مشروع‌سازی سرکوب نیست؛ بلکه برای فهم و پیشگیری است. او از چرخهٔ خشونت متقابل سخن می‌گوید و به گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای بین‌المللی اشاره می‌کند که از استفادهٔ گسترده از نیروی مرگبار حکایت دارد. به نظر او «هزینهٔ مرگبارِ اعتراضات مسالمت‌آمیز ممکن است برخی معترضان را به سوی رادیکالیسم سوق دهد و اگر هر تجمعی تهدید تلقی شود، ممکن است شاهد تشدید بیشتری باشیم».

این روان‌پزشک هشدار می‌دهد عبور از این رخدادها بدون آشکارسازی قانع‌کنندهٔ حقیقت و تحقق حداقلی از عدالت و اصلاح، فقط به آرامشی موقت می‌انجامد. او تأکید می‌کند سوگواریِ به‌رسمیت‌شناخته‌نشده به خشم مزمن تبدیل می‌شود؛ نبودِ روایتِ قابل اعتماد قطبی‌سازی را سرعت می‌دهد و خطر موج‌های خشونت‌بارتر در آینده را بالا می‌برد؛ افزون بر تشدید بی‌اعتمادی، مهاجرت نخبگان و فرسایش سرمایهٔ انسانی.

انجمن روانپزشکان ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *